X
تبلیغات
سکوت باران

سکوت باران پر از فریاد است!

سلام به همه کسایی که تو این حدودا یک سال من همراهی کردن.

دوستان هر خوبی بدی دیدید حلال کنید من دارم میرم هم از این وب هم از این دنیا 

وقتی تنها کسی که همه زندگیم دیگه براش مهم نیستم پس دیگه نفس کشدن 

فایده نداره!!!

بدرود

+ تاريخ جمعه 25 اسفند1391ساعت 12:0 نويسنده سها |

میدونی چی بیشتر از همه آدمو داغون میکنه ؟اینکه هر کاری در 

توانِت هست براش انجام بدی،بعد برگرده بگه :مگه من ازت 

خواستم…..!...

+ تاريخ شنبه 12 اسفند1391ساعت 21:16 نويسنده سها |

دلشکسته اي لب بام سيگار مي کشيد . . .

خسته بود . . . 

آنقدر خسته که

يادش رفت بعد از آخرين پُک 

سيگار را به پايين پرت کند . . .

نه خودش را . . .

+ تاريخ شنبه 5 اسفند1391ساعت 20:47 نويسنده سها |
باور ...

نبودن آنهــا کـه می توانســتــنــد باشــنـد ...

 و تـلـخ تـر اســـتــــــــ امروز

باور ...

آنهــا کـه ادعای ماندن دارنــد!!!

+ تاريخ پنجشنبه 26 بهمن1391ساعت 15:38 نويسنده سها |
پیری می گفت:

اگه میخوای جوان بمونی

دردهای دلتو فقط به کسی بگو که دوسش داری و دوستت داره

خندیدم و گفتم :پس چراتو جوان نموندی؟

پیر لبخند تلخی زد و گفت :

دوستش داشتم

دوستم نداشت.....

+ تاريخ پنجشنبه 19 بهمن1391ساعت 11:5 نويسنده سها |
یادمان باشد که قصه ی

کودکانمان را با یکی بود، یکی نبود آغاز نکنیم

از ابتدا به آنها بیاموزیم اگر یکی نباشد

دیگری هم نیست.......

+ تاريخ جمعه 22 دی1391ساعت 21:22 نويسنده سها |

گفتم:میری؟

گفت:آره

گفتم:منم بیام؟

گفت:جایی که من میرم جای 2 نفره نه 3 نفر

گفتم:برمی گردی؟

فقط خندید.....

اشک توی چشمام حلقه زد

سرمو پایین انداختم

دستشو زیر چونم گذاشت و سرمو بالا آورد

گفت:میری؟

گفتم:آره

گفت:منم بیام؟

گفتم:جایی که من میرم جای1 نفره نه 2 نفر

گفت:برمی گردی؟

گفتم:جایی که میرم راه برگشت نداره

من رفتم اونم رفت

ولی

اون مدتهاست که برگشته

وبا اشک چشماش

خاک مزارمو شستشو میده .

+ تاريخ چهارشنبه 20 دی1391ساعت 9:36 نويسنده سها |

هنوز هم گاهی 
دلتنگ میشوم ... 
نه برای تو ،
برای کسی که فکر میکردم تویی ... !!

+ تاريخ شنبه 16 دی1391ساعت 16:0 نويسنده سها |

خدایا...!!! 

حواست هست؟؟؟!

صدای هق هق گریه هام از گلویی میاد که تو از

رگ گردن بهش نزدیکتری...


+ تاريخ یکشنبه 10 دی1391ساعت 18:8 نويسنده سها |

آدمی که میخواهد برود میرود داد نمیزند که من

 دارم میروم آدمی که رفتنش را داد میزن

نمیخواهد برود داد میزند که نگذارند برود

+ تاريخ پنجشنبه 7 دی1391ساعت 14:14 نويسنده سها |